Posts

آیا خداوند وجود دارد؟ برهان معقولیت و شرط بندی پاسکال

لابد می پرسید این چه سوالیه ؟ خوب بالاخره اینم یه جور سواله تازه احتمالا یکی از سوالای اساسی همه هم باید باشه البته اگر همینطوری راجع به اعتقاداتمون نگذریم و کمی فکر کنیم که چه اسمی رومون هست و چی رو قبول داریم.

هر چند یه جایی توی اعماق وجودمون وقتی دیگه هیچ کس و راهی نمونده یه ندایی خداوند رو صدا میزنه خود همین شاید دلیلی باشه برای اینکه یک نفر هست.

خوب حالا بیایم ببینیم چی گفتن و چه خبره؟ چه دلایلی وجود داره که خداوند رو اثبات می کنه؟

‌            ‌1. برهان‌ معقولیت‌ یا احتیاط‌ عقلی‌

به طور خلاصه اين برهان چنين است: اعتقاد به خدا و لوازم آن از عدم اعتقاد به خدا و لوازم آن معقولتر است.

دو حالت بیشتر نداره یا باید وجود خدا و به تبع دین، وحی، پیامبران، رستاخیز و … رو بپذیریم و یا عدم وجود خدا رو بپذیریم. خوب اگر حالت اول باشه و خدا رو بپذیریم به تبع به موارد دیگه مثل زندگی پس از مرگ، پیامبر و منجی و … اعتقاد پیدا می کنیم. منفعت داشتن باور به آفریننده و زندگی در دنیای دیگر همه و همه میتونه برای انسان امیدوارکننده و مفید باشه و برای جامعه هم پذیرش اینکه کردار و رفتار ما مورد قضاوت خداوند قرار می گیره میتونه جلوی بدی ها رو بگیره و به سمت خوبی ها راهنمایی کنه. حال اگر باور نداشته باشیم چطور میشه ؟

میشیم یه موجودی که همینطوری (حالا مثلا با تکامل یا هرچیزی …) بوجود اومده یه مدت کوتاهی رو زندگی میکنه، چون از حساب و کتاب و رستاخیز هم خبری نیست همه چیز رو توی زندگی این دنیا می بینه. هرچقدر که زورش برسه از منابع و فرصت ها استفاده میکنه، به هیچی غیر خودش اهمیت نمیده و دیگه بقیشو خودتون تصور کنید. قانون جنگل حکم فرما میشه … و تهش هم هیچی، نابودی، تموم شدن! پووف

خوب کدوم رویکرد معقول تره ؟؟

پاسکال، همین‌ استدلال‌ را با نام‌ برهان‌ شرطبندی‌ مطرح‌ کرده‌ است. به‌ عقیدة‌ وی، عالم‌ از نظر دینی‌ مبهم‌ است‌ و عقل‌ نمی‌تواند در نهایت‌ دربارة‌ وجود خدا حکم‌ کند؛ زیرا در عالم، هم‌ در تأیید وجود خدا و هم‌ در رد آن‌ شواهدی‌ وجود دارد. از این‌ رو کلاف‌ عالم‌ سردر گم‌ است. بنابراین‌ آدمی‌ باید زندگی‌ خود را بر سر این‌ که‌ خداوند وجود دارد، شرط‌ ببندد؛ یعنی‌ به‌ نظر او این‌ که‌ خداوند هست، برگ‌ برنده‌ای‌ است‌ و آدمی‌ باید زندگی‌ خود را با آن‌ سامان‌ دهد و همواره‌ چنان‌ عمل‌ کند که‌ گویی‌  – نزد او قضیة‌ بالا درست‌ است. به‌ گمان‌ پاسکال، آنچه‌ انسان‌ در این‌ شرطبندی‌ از دست‌ می‌دهد، بسیار ناچیز است؛ ولی‌ می‌توان‌ ثابت‌ کرد که‌ آنچه‌ به‌ دست‌ می‌آورد، بی‌اندازه‌ خوب‌ است. پس‌ معقول‌تر آن‌ است‌ که‌ در پی‌ اجتناب‌ از احتمال‌ خسران‌ عظیم‌ باشیم؛ زیرا اگر کسی‌ به‌ خداوند بی‌اعتقاد باشد، ولی‌ در واقع‌ خدایی‌ وجود داشته‌ باشد، گرفتار عذاب‌ ابدی‌ خواهد شد.

برهان‌ شرطبندی‌ پاسکال‌ هنوز برای‌ فیلسوفان‌ دین‌ جاذبه‌ دارد و از آن‌ – به‌ویژه‌ در سال‌های‌ اخیر – بسیار دفاع‌ کرده‌اند. اما این‌ که‌ عقل‌ نمی‌تواند در نهایت‌ دربارة‌ خدا حکم‌ کند، سخن‌ درستی‌ نیست. براهینی‌ که‌ بر اثبات‌ وجود خدا ذکر شده‌ است، جایی‌ برای‌ چنین‌ مدعایی‌ باقی‌ نمی‌گذارد.

بیشتر بخوانید